خرید بک لینک
لیوان ۱۴۰۳/۰۵/۱۹، 13:57 با توبغل میکنم دنیا رامیبوسم روزها را وُبو میکنم فردا رابا توشبها،ماه رانگاه میکنم وُبه داشتنِ تو پُز میدهمبا تو چهقدر خوش به حالِ من میشود!با تو بغلات میکنممیبوسمتدستت را میگیرموَ تومرا به تمامِ آرزوهایم میبریبا توچهقدر خوش به حالِ من میشودبا تو باز میکنم پنجره را وُنامات را فریاد میکنممیگردم شهر را وُبه تو ژست میگیرمبا تو غم را فراموش میکنم وُبا مرگ میجنگمباتو زنده میمانمدوستت میدارم وُبا توخوش به حالِ من میشود!#افشین_صالحی افشین صالحی

برچسب: نویسنده: امیر عباسیان تاريخ: دوشنبه 22 مرداد 1403 ساعت: 15:17

لیوان ۱۴۰۳/۰۵/۰۲، 15:17 تو فکر نمیکنیما همدیگر را جایی دیگر دیده باشیم؟چطور این همه چیز ساده را با هم بلدیمبا هم از خواب بیدار شدن،قدم زدن، سکوت کردن دربارهی اشیاءما ادامهی این خواب را پیدا میکنیم؟تو فکر نمیکنیما همدیگر را جایی دیگر دیده باشیم؟جایی در میان یک موسیقی؟#شهرام_شیدایی شهرام شیدایی

برچسب: نویسنده: امیر عباسیان تاريخ: پنجشنبه 11 مرداد 1403 ساعت: 12:40

کافی نبود و نیست هزاران هزار سال تا بازگو کند آن لحظهی گریختهی جاودانه را آن لحظه را که تنگ در آغوشم آمدی آن لحظه را که تنگ در آغوشت آمدم... #ژاک_پرهور

برچسب: نویسنده: امیر عباسیان تاريخ: پنجشنبه 11 مرداد 1403 ساعت: 12:40

صفحه بندی